سال نو مبارک!
نویسنده : مهسا دانک - ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۸
 

هرسال وقتی به سال نو نزدیک می شویم،گاهی یکی_دو روز

مانده به تحویل سال،گاهی چند ساعت و یا حتی چند دقیقه

مانده به آمدن سال نو،یک حسی در من هست که مرا موظف

می کند به نوشتن!نمیدانم اما انگار باید بنویسم!باید بنویسم

از حسی که دارم در آن لحظات آخر سال،باید بنویسم از خوبی

هایی که خدای مهربان در آن سال در حق من و همه ی ما

کرده،باید بنویسم از آرزوهایی که داشتم و بیشترشان در آن

سال برآورده شدند،باید بنویسم از امیدها و آرزوهایی که برای

سال جدید در دلم هست،باید بنویسم از بهار،از شکفتن ها،

از هوای تازه، باید بنویسم از باران هایی که خواهند آمد،از

خورشیدی که از آن پس بیشتر خواهد تابید،از زندگی جدید

درخت ها،از سبزه ها، از گل ها،از آسمان! باید از طبیعت

بنویسم! امسال هم همین حس را دارم اما با یک تفاوت بزرگ!

امسال با پشت سر گذاشتن سال 89 و آمدن سال 90 نه فقط

سال کهنه می رود و سال نو،سال سپید،سال دست نخورده

جایش را می گیرد،بلکه یک دهه تمام می شود!دهه 80 برای

همیشه به پایان می رسد و ما وارد دهه ی جدیدی می شویم!

از آخر شروع کنیم! به این سالی که گذشت فکر می کنم که

دوستش داشتم! تک تک لحظاتش در خاطرم هست!

به آرزوهایی فکر می کنم که داشتم و خدا آن ها رابرآورده کرد!

به روزهای شاد و لحظات لذت بخش فکر می کنم! به روزهایی

که در کنار خانواده ام و روزهایی که در کنار دوستانم بسیار به

من خوش گذشت! به روزها و لحظات سختی فکر می کنم که

با دعاهایم آمیخت و دیدم که خداوند چه آرام و لطیف آن سختی

ها را با دست های قدرتمند و مهربانش از سر راه زندگیم

برداشت و دیدم که همان طور شد که می خواستم!

به قول ها و تعدهایی که با خدا بسته ام فکر می کنم!

خدایا مرسی! خدایا ممنونم! امسال با تمام پستی ها و بلندی

ها،با تمام شادی ها و غم ها،برای من سال خیلی خوبی بود!

امیدوارم برای همه همین طور بوده باشد و امیدوارم که سال

جدید،سالی بهتر از سال های قبل برای همه ی ما باشد!

حالا می رسیم به دهه 80! دهه ی 80 برایم دهه ی خاطره ساز

و مهمی بود! دهه ای که تمام دوران نوجوانی ام در آن گذشت

و در آن پا به دوران جوانی گذاشتم! وقتی به سال های آن فکر

می کنم می بینم که چقدر دوستشان دارم و چقدر خوب بودند!

چه دوران خوبی را پشت سر گذاشتم! روزها و لحظاتی که

هرگز و هرگز فراموششان نمی کنم! سال 82، سال آشنایی

و پیوند من با آسمان بود! سالی که خداوند درهای دنیایی را

به روی زندگیم باز کرد که دنیای افکار مرا که هوای زندگی مرا

دگرگون کرد! عظیم کرد!زیبا کرد! شاد کرد!

نجوم تا به الان که دارم می نویسم زندگی مرا تحت تاثیر خود

قرار داد و به نوعی همچون نیروی جاذبه ای مرا به دنبال خود

کشاند! رشته تحصیلیم در دبیرستان و دانشگاه،دوستانم،کتاب

هایی که خواندم،چیزهایی که یاد گرفتم،همه و همه متاثر از

آن بود! نجوم نه تنها باعث نشد که من از زمینه های دیگری

که به آن ها علاقه مند بودم غافل شوم بلکه مرا بیشتر به

سوی آن ها سوق داد! ادبیات،سینما و به طور کلی هنر!

در سال های این دهه،بهترین دوستانم را پیدا کردم!دوستانی

که حتم دارم دوستان همیشگی ام خواهند بود!

در سال های این دهه به دانشگاه آمدم و وارد جامعه ی جدیدی

شدم!

به شعر ها و نوشته هایی فکر می کنم که در این سال ها

نوشتم! به روزهای مدرسه،روزهایی که برای کنکور درس

می خواندم! به روزهای دانشگاه،به روزهای تفریح،روزهای شاد،

به لحظات لذت بخش و فراموش نشدنی،به خنده های بلند،

خنده های از ته دل،به شوخی ها،بازی ها،به روزهای سخت،

روزهای پر از استرس،به روزهای دلتنگی،گریه ها،غم هاو.....

فکر می کنم!

من تمام آن روزها و شب ها را دوست دارم!

خدای من! نمی دانم چگونه می توانم از تو تشکر کنم! به خاطر

تمامی نعمت های بی شماری که به ما دادی! به خاطر تمامی

لحظات زندگی که به ما بخشیدی!به خاطر تمام انسان های

خوبی که در سر راه زندگیمان قرار دادی! به خاطر تمام این

خاطره ها!

خدایا ممنونم!

امیدوارم بتوانیم در سال جدید و در دهه ی جدید قدم های

بسیاری را به تو نزدیک تر شویم!

امیدوارم سال جدید یکی از بهترین و خاطره انگیزترین سال ها

در زندگی همه ی ما باشد!

امیدوارم همیشه خوب باشیم و خوب بمانیم!

نوروز باستانی بر همه مبارک! لبخند